کودکان در جلسات کاردرمانی به چندین دلیل کلیدی گریه می کنند که اغلب به تجربیات فیزیکی، عاطفی و حسی آنها در طول درمان مربوط می شود:
ناراحتی یا چالش فیزیکی:
فعالیت های درمانی، به ویژه کارهای جسمی یا حرکتی، می تواند برای کودکان، به ویژه در ابتدای درمان، خسته کننده یا ناراحت کننده باشد. مشابه اینکه بزرگسالان ممکن است یک جلسه بدنسازی را چالش برانگیز بدانند، کودکان ممکن است به عنوان پاسخی طبیعی به این خواسته های فیزیکی بهروز گریه کنند. با گذشت زمان، همانطور که آنها با درمانگر و محیط درمانی سازگار می شوند، گریه اغلب نزول می یابد.
پاسخ عاطفی به موقعیت های بهروز یا چالش برانگیز:
کودکان ممکن است گریه کنند زیرا از انجام کارهای ناآشنا یا دشوار ناراحت هستند. این گریه می تواند نوعی اعتراض یا دفاع از خود باشد ، نه لزوما به دلیل درد بلکه به این دلیل که آنها نمی خواهند در این فعالیت شرکت کنند. درک تفاوت بین گریه از اعتراض و گریه از درد واقعی مهم است.
اضطراب و مقاومت:
برخی از کودکان، به ویژه آنهایی که مشکلات پردازش حسی دارند یا در طیف اوتیسم هستند، ممکن است احساس غرق شدن یا عدم تنظیم در محیط یا فعالیت های درمانی کنند. آنها ممکن است برای ابراز پریشانی یا تلاش برای اجتناب از درمان گریه کنند. گنجاندن ترجیحات و نیازهای حسی کودک در جلسات می تواند به نزول این پریشانی کمک کند.
عدم درک:
بیان هدف و روند درمان به کودک به گونه ای که بتواند آن را درک کند، می تواند گریه را افت دهد. وقتی کودکان می دانند چه انتظاری دارند و چرا فعالیت های خاصی را انجام می دهند، به احتمال زیاد همکاری می کنند و کمتر به عنوان نوعی اعتراض گریه می کنند.
عوامل محیطی و زمینه ای:
تغییر مکان یا زمان درمان، یا تنظیم سطح چالش در جلسه، می تواند به شکستن چرخه های گریه کمک کند و جلسات را برای کودک و خانواده مثبت تر کند.
تنظیم عاطفی و عوامل رشد:
کودکان خردسال یا کسانی که تاخیر در رشد دارند ممکن است در مدیریت احساسات یا کنار آمدن با انتقال مشکل داشته باشند که منجر به گریه در طول درمان می شود. عواملی مانند خستگی، گرسنگی یا تحریک بیش از حد نیز در طغیان های عاطفی نقش دارند.
به طور خلاصه، گریه در کاردرمانی یک رفتار رایج و چند عاملی است که منعکس کننده ناراحتی جسمی، وضعیت عاطفی، حساسیت های حسی و مرحله رشد کودک است. درمان موفق شامل درک دیدگاه کودک، تنظیم رویکرد بر پایه آن و همکاری نزدیک با خانواده ها برای ایجاد یک محیط حمایتی و مثبت است.
چند روش کم شدن گریه کودک در جلسات کاردرمانی
درک احساسات کودک می تواند دوره های گریه او را افت دهد:
درک احساسات کودک به کودک کمک می کند تا احساس کند، شنیده می شود و اعتبار دارد، که به نوبه خود پریشانی او را از بین می برد و مهارت های تنظیم عاطفی را ایجاد می کند. هنگامی که مراقبان یا درمانگران احساسات کودک را تشخیص می دهند و منعکس می کنند، به کودک اطمینان می دهد که احساسات او طبیعی و پذیرفته شده است نه اینکه طرد یا تنبیه شود. این پذیرش نیاز کودک به ابراز پریشانی از طریق گریه را به عنوان راهی برای برقراری ارتباط یا جستجوی آرامش نزول می دهد.
بزرگسالان با اذعان به احساساتی مانند ناامیدی، غم یا عصبانیت، به کودکان کمک می کنند تا یاد بگیرند که این احساسات مهم و قابل کنترل هستند. این اعتبار سنجی عاطفی احساس امنیت و اعتماد را تقویت می کند ، که کودک را آرام می کند و شدت و دفعات قسمت های گریهرا نزول می دهد. علاوه بر این، هنگامی که کودکان احساسات خود را درک می کنند و می بینند که بزرگسالان به جای ناامیدی یا طرد با همدلی پاسخ می دهند، به تدریج کنترل عاطفی و مکانیسم های مقابله ای بهتری ایجاد می کنند که منجر به فروپاشی و طغیان گریه کمترمی شود.
در مقابل، نادیده گرفتن احساسات کودک می تواند باعث سرکوب احساسات او شود، که تنظیم عاطفی واقعی را آموزش نمی دهد و ممکن است در طول زمان پریشانی را صعود دهد. مربیگری احساسات - جایی که بزرگسالان با احساسات کودک حضور دارند، احساسات را نام می برند و آنها را از طریق حل مسئله راهنمایی می کنند - به کودکان کمک می کند تا از احساسات طاقت فرسا به آرامش و همکاری حرکت کنند.
درک احساسات کودک گریه را افت می دهد چون:
بیان فعالیت ها می تواند به کم شدن گریه کودک در درمان کمک کند:
با بیان واضح هدف، مراحل و مزایای هر فعالیت به گونه ای که کودک بتواند درک کند، درمانگران کودک را با حس کنترل و همکاری توانمند می کنند. این امر ناامیدی و ترس کودک را کم شدن می دهد و احتمال گریه آنها را به عنوان مکانیسم دفاع از خود یا اعتراض کم شدن می دهد. علاوه بر این، بیان مداوم مانع از یادگیری کودک می شود که گریه می تواند درمان را متوقف کند و در عوض او را تشویق می کند تا به طور مثبت درگیر شود.
یک مثال عملی که توسط درمانگران به اشتراک گذاشته شده است این است که کودکانی که شرحات واضحی در مورد فعالیت های درمانی دریافت می کنند، اغلب کمتر گریه می کنند و با میل بیشتری شرکت می کنند. این روش در ادامه اعتماد را تقویت می کند و به کودک کمک می کند تا احساس کند شنیده می شود و درک می شود، که برای نتایج موفقیت آمیز درمان بسیار مهم است.
به طور خلاصه، بیان فعالیت ها:
گریه کودک در جلسات کاردرمانی میتواند در چند جلسه اول طبیعی باشد، به ویژه وقتی کودک تازه با محیط، درمانگر و فعالیتهای نوین آشنا میشود و ممکن است احساس اضطراب، ترس یا ناراحتی داشته باشد4. معمولاً این گریهها در جلسات اولیه دیده میشود و با رشد آشنایی و ایجاد رابطه اعتماد بین کودک و درمانگر، به تدریج کم شدن مییابد.
با این حال، اگر گریه کودک به صورت مداوم و بیوقفه در تمام جلسات ادامه داشته باشد و همراه با مقاومت شدید یا بیقراری باشد، ممکن است نشاندهنده مشکلاتی نظیر درد واقعی، عدم تطابق روش درمانی با شرایط کودک یا مشکلات رفتاری و حسی باشد که نیاز به مرور و تغییر روش درمان دارد4.
بنابراین، گریه طبیعی معمولاً محدود به چند جلسه اول است و هدف درمانگر باید ایجاد محیطی امن، حمایتگر و بدون فشار باشد تا کودک بتواند به تدریج با شرایط کنار بیاید و همکاری کند. اگر گریه بیش از حد طول بکشد، والدین باید با درمانگر در ارتباط باشند و در صورت لزوم نظر متخصص دیگری را جویا شوند.
خلاصه:
دکتر بابک کاشفی مهر: دکترای کاردرمانی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز
https://autismcenter.tbzmed.ac.ir/News/274/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f.html
برچسب:
نویسنده: آروین احمدپور